أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

20

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) بوديد ؟ گفت نه هيچكس از ما همراه آن حضرت نبود ، شبى در مكه ما آن حضرت را گم كرديم و بسيار نگران گرديديم ، كه نكند غافل گير شده باشد يا اسير دشمن گرديده باشد ، و شب بسيار بدى را گذرانديم سحرگاه و يا هنگامى كه سپيده دميده بود ديديم كه پيامبر ( ص ) از محله‌اى كه طرف كوه حرا بود پيدا شد ، گفتيم اين پيامبر ( ص ) است و نگرانى خود و صحبتى را كه ميداشتيم به اطلاع حضرت رسانديم ، فرمود گروه جن فرستاده‌اى پيش من فرستادند ، من هم آنجا رفتم و براى ايشان قرآن خواندم ، آنگاه پيامبر ( ص ) ما را همراه خود برد و نشانه‌هايى كه باقى مانده بود و بازماندهء آتش‌هاى ايشان را بما نشان داد . شعبى و عامر مىگويند كه آنها از قبايل جن جزيره بودند و از پيامبر ( ص ) زاد و توشه‌اى براى خود و مركب‌هايشان خواستند ، پيامبر فرمود استخوان جانوران حلال گوشت كه با مراسم اسلامى كشته شده باشند ( هنگام كشتن آنها نام خدا را آورده باشند ) خوراك شماست و پشكل شتران و فضولات چهارپايان بجاى علف مركب‌هاى شما خواهد بود ، بدين جهت پيامبر به مسلمانان دستور فرموده بود كه از اين اشياء براى استنجا و پاك كردن مدفوع استفاده نكنند ، و مىفرمود اينها زاد و توشهء برادران جنّى شماست . اين حديث را مسلم در كتاب صحيح خود استخراج كرده است . روايات و احاديث صحاح دلالت بر اين دارد كه عبد الله بن مسعود در اين شب همراه پيامبر نبوده است ولى بعدا همراه گروه ديگرى باتفاق پيامبر براى ديدن آثار آنها رفته است . هر چند روايات ديگرى هم هست كه دليل بر همراهى او در آن شب با پيامبر ( ص ) است . از جمله ابن شهاب مىگويد عثمان بن شيبه خزاعى كه مردى از اهل شام بود مىگفت از عبد الله بن مسعود شنيده است كه پيامبر در مكه روزى به اصحاب خود فرموده است هر كس دوست دارد كه در مراسم ملاقات با جن ، امشب حاضر شود ، آماده باشد و بيايد ، هيچ كس غير از من آمادگى خود را اظهار نداشت ، من و پيامبر ( ص ) به راه افتاديم تا بالاى مكه رسيديم ، پيامبر با پاى خود براى من خطى كشيدند و دستور دادند كه در آن دايره بنشينم ، سپس خود به راه